يحيى دولت آبادى

362

حيات يحيى ( فارسى )

فصل سى و هفتم اقدامات آخرين دودمان قجر - عمليات سردار سپه مجروح شدن مدرس گويند در اينوقت كه طرفداران سلطنت در تهران بر جمهورىخواهان غلبه كردند اگر سلطان احمد شاه بيدرنگ خود را بتهران رسانيده بود تخت و تاج خود را ميتوانست نگاهدارى نمايد آيا مطلب به اين سادگى است ؟ تصور نميكنم بلكه بايد محذورات ديگر را هم ديد . سلطان احمد شاه جوان پول‌دوست يا بسلطنت خود علاقه نداشت و يا تصور ميكرد پدرش با گنجانيدن يك ماده در قانون اساسى مملكت سلطنت او و اخلافش را مخلد ساخته است شاه جوان در آغاز پادشاهى خويش ببرادرش وليعهد ميگفته است ديديم مردم با پدر ما چه كردند بايد پولى جمع كرد و گوشهء امنى زندگانى نمود چنان كه از وليعهد شنيده شد برعكس محمد حسن ميرزاى وليعهد بىاندازه علاقمند است تاج كيانى را بر سر بگيرد درصدد جمع مال هم نيست اين است كه گفته شد سردار سپه از وليعهد بيشتر تنفر دارد تا از شاه . در اين صورت اگر گفته شود وليعهد تمام نقطه‌نظرش اين است كه برادرش بنفع او از سلطنت استعفا داده او پادشاه قانونى مملكت بشود خطا گفته نشده است چنان كه در فصل 32 گفته شد . وليعهد باندازه‌ئى در اين خيال پيش ميرود كه موجب بدگمانى شاه از او مىشود پس كشمكش بر سر تخت و تاج ميان سلطان احمد شاه و سردار سپه تنها نيست بلكه ميان وليعهد و شاه و ميان سردار سپه و وليعهد نيز مىباشد در اين صورت از يك قسمت مهم از تجددخواهان سلطنت‌خواه و از طرفداران سردار سپه بگذريم كه آنها مخالف ادامه سلطنت قجر هستند چه شاه و چه وليعهد و چه غير آنها و از جمهورىطلبان حقيقى بگذريم